چوگنجشکی کنار تیر برق مانده تیره بختی من
به آسمان مینگرم به که چه زیباست عجب رنگی
کجا زیبا،این جاده ی سرد بی تو و دل تنگی من
آن آباده مان ویران شد زهجر روی تو
اینجاست همین حوالی سرای سپنجی من
شبو روز من یکیست ظلمت و نور چه تفاوت کند
وقتی دگر نیست آن لبو حال منگی من
مینشینم روی برف خیال تو میکنمو آن چشم خمارت
آه از این حال غریب برف سرد شد اورنگ شهی من
خیالت مرا بس کاینچنین مستو خرابم میکند
شکر که نیستی گرنه میدی حال زارو قلب شقی من
زینب رضایی
برچسب: برفی,
نویسنده: نیکی رحیمی